مترجم دردها
دوشنبه ۱۴ آوریل ۲۰۰۸
باران چه گریه ای است....
گرییدنی به وسعت اندوه آسمان...
بر غفلت زمین...
0 نظرات:
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
بايگانی وبلاگ
▼
2008
(26)
◄
May
(11)
این وبلاگ به دلیل درخواست بسیاری از دوستان به آدرس...
دلم برای مردم سرزمینم میسوزد... برای صبوریشان.... ...
اینقدر تو این مدت پسر مو سیخ سیخی بینی عمل کرده زی...
از روزی که گوشیم رو عوض کردم کلی مزاحم تلفنی پیدا ...
توی قطار نشسته بودم، کوپه ویژه خواهران ، و از شانس...
گاهی اوقات وابستگی خاصی به بعضی آدم ها پیدا میکنی....
وقتی غمگینی یعنی یک نفر که برایت مهم بوده کاری را ...
اینجا هیچکی سر جاش نیست...
خیلی وقت ها از مادر شدن میترسم..وقتی به نو جوون ها...
ما كسايي كه به فكرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ...
گل های چیده شده رو میارم و با دقت ساقه هاشون رو ک...
▼
April
(7)
نمیدونم چرا اینقدرغیبت کردن شیرینه....هر چقدر سعی ...
امروز خیلی خیلی خوبم.....عجیبه اما احساس می کنم د...
گاهی اوقات دلم میخواد توی چشم های بعضی آدم ها نگاه...
چه زود بزرگ میشوم... احساس میکنم گوشه ای از این سا...
درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است ...
آزادی!
باران چه گریه ای است.... گرییدنی به وسعت اندوه آس...
◄
March
(8)
آدم ها
بهار
اعتقاد فروشی نیست،اما تحمیل کردنی است.تاسف ما همیش...
5
4
3
2
1
درباره من
آبی
مشاهده نمايه کامل من
0 نظرات:
ارسال يک نظر